عباس دولانی- دانشگاه علوم پزشکی تبریز- دانشکده پیراپزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: وضعیت روشهای تحقیق مورد استفاده در پایان نامه های فارغ التحصیلان دانشگاه علوم پزشکی  تبریز( دستیاری ،دكتراي حرفه اي، دكتراي تخصصي، کارشناسی ارشد ) در بین سالهای 1384 – 1375

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: عباس دولانی

استاد(ان) راهنما: آقایان دکتر غلامحسین تسبیحی و دکتر بهروز نیک نفس

استاد(ان) مشاور: آقای دکتر سید داوود حسینی نسب

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل:دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز

تاریخ دفاع (ماه و سال): خرداد 1387

نشانی پست الکترونیکی: a [dot] doulani [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

مقدمه: این مقاله به بررسی وضعیت روشهای تحقیق مورد استفاده در پایان نامه های دوره های تکمیلی فارغ التحصیلان دانشگاه علوم پزشکی تبریز (دستیاری، دکترای حرفه ای، دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد) در بین سالهای 1384-1375 می پردازد.

هدف: هدف از انجام این تحقیق بررسی عوامل موثر بر انتخاب روشهای تحقیق توسط فارغ التحصیلان مقاطع مختلف دانشگاه از جمله بازه زمانی 1379-1375 و 1384-1380، استنادها و منابع، جنسیت، مقاطع تحصیلی و رشته های تحصیلی موجود است.

روش کار و مواد: این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی صورت گرفت. جامعه آماری شامل تمامی پایان نامه های موجود در کتابخانه های دانشکده ای دانشگاه در بازه زمانی ده ساله بود. نمونه آماری بر اساس جنسیت و مقاطع تحصیلی و تعداد آنها در هر دانشکده با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد. پایایی و روایی ابزار پژوهش (چک لیست) توسط نظرخواهی از متخصصین و انجام مطالعه اولیه و با فرمول آلفای کرونباخ -با اطمینان 95 درصد- 94/0 محاسبه گردید. فرمول آماری برای انجام آزمون فرضیات، مجذور خی دو بود که توسط نرم افزار آماری SPSS صورت پذیرفت.

یافته ها: فرضیه اول در سه دانشکده پزشکی، داروسازی و دندان پزشکی تفاوت معناداری بین عامل بازه زمانی و انتخاب روشهای تحقیق نشان داد و در دو دانشکده بهداشت و تغذیه و پرستاری و مامایی رد شد. فرضیه دوم در تمامی دانشکده ها مورد تایید قرار گرفت و مشخص شد بین منابع و روشهای تحقیق اختلاف معناداری وجود دارد. سوال اول تحقیق نیز به جز در دانشکده پرستاری و مامایی که دارای یک مقطع تحصیلی تکمیلی می باشد، اختلاف معناداری بین روشهای تحقیق و مقطع تحصیلی نشان داد. سوال دوم که عامل جنسیت را مورد بررسی قرار می داد، اختلاف معناداری بین عامل جنسیت و روشهای تحقیق نشان نداد. در سوال سوم بین رشته های تحصیلی و روشهای تحقیق در تمامی دانشکده ها تفاوت معناداری وجود داشت.

نتیجه گیری: انتخاب روشهای تحقیق از سوی دانشجویان دوره های تکمیلی از عوامل مختلفی مثل بازه زمانی که مربوط به خط مشیهای پژوهشی دانشگاه می باشد، همچنین رشته تحصیلی، منابع مورد استناد و مقاطع تحصیلی تاثیر پذیرفته است در حالی که عامل جنسیت در انتخاب روشهای تحقیق بی اثر بوده است.

 

کلیدواژه ها:

روشهاي تحقيق، پايان نامه هاي دوره هاي تكميلي، جنسيت، ‌استنادها و منابع،‌ مقاطع تحصيلي 

 

 

فاطمه ذاکری فرد - دانشگاه الزهراء

عنوان پایان­نامه: سنجش عناصر پورتال‌های دانش در پورتال‌های دانشگاهی و ارائه الگوی مناسب

نام و نام خانوادگی دانشجو: فاطمه ذاکری فرد

استاد(ان) راهنما: دكتر سعید رضایی شریف آبادی         
استاد(ان) مشاور: دكتر منصوره باقری

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل:دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه الزهراء

تاریخ دفاع (ماه و سال):  بهار 138۷
نشانی پست الکترونیکی: zakerifard@yahoo.com 

چکیده

باتوجه به اهميت مديريت دانش در سازمانها و نقش آن در توليد، سازماندهي، توزيع و اشتراك دانش، بسياري از سازمانها همانند دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي، تلاش مي‌کنند تا با استفاده از فناوريهاي گوناگون، بستري مناسبي را براي پياده‌سازي مديريت دانش فراهم نمايند. از جملة فناوريهاي روز براي رسيدن به چنين هدفي، درگاه (پورتال)‌هاي دانش هستند كه با دارا بودن عناصر و ويژگيهائي همچون تالارها و نشستهاي بحث و گفتگو، امكان اشتراك دانش را براي كاربران فراهم مي‌سازند.

پژوهش حاضر، با هدف سنجش عناصر درگاههاي دانش در درگاههاي دانشگاهي و ارائة الگوي مناسب جهت طراحي درگاههاي دانشگاهي دانش‌مدار، انجام يافته است. جامعة اين پژوهش، شامل 19 درگاه دانشگاهي خارجي است كه با استفاده از سياهة ارزيابي محقق‌ساخته ( شامل 33 عنصر درگاه دانش مي‌باشد) مورد ارزيابي قرار گرفته‌اند.

نتايج اين پژوهش، نشان داد كه از 19 درگاه دانشگاهي مورد مطالعه، درگاه دانشگاه ادينبرگ داراي 21 عنصر، آتاباسكا و بوفالو داراي 20 عنصر، لازال، راتجرز و تكنولوژي ويرجينيا، داراي 18 عنصر و درگاه كالج شريدان داراي 17 عنصر بوده ‌است. ديگر درگاههاي دانشگاهي، كم‌تر از نيمي از عناصر سياهة ارزيابي را دارا بوده‌اند. نتايج به دست آمده، نشان‌دهندة اين واقعيت است كه بيش‌تر درگاههاي دانشگاهي بررسي شده، حداقل بهره‌گيري را از عناصر درگاههاي دانش کرده‌اند و در طراحي خود از عناصري كه باعث اشتراك دانش و انتقال آن مي‌شود، كم‌تر بهره برده‌اند. در انتها محقق الگویی را که شامل عناصر پورتالهای دانش می باشد جهت طراحی پورتالهای دانشگاهی دانش مدار ارائه می نماید.

بنابراين، پيشنهاد مي‌شود كه طراحان درگاههاي دانشگاهي، براي رفع نياز کاربران و در راستاي اهداف و عملکرد سازماني خود، به طور گسترده­تري از عناصر مطرح در طراحي درگاههاي دانش بهره بگيرند. در پايان، پيشنهادهائي براي انجام پژوهشهاي آينده در اين حوزه نيز ارائه شده است.