فرهاد شكرانه- دانشگاه علوم پزشكي ايران- دانشكده مديريت و اطلاع رساني پزشكي

 

 

عنوان پایان­نامه: اجراي مراحل پاسخ دهي كتابدار باليني به پرسش هاي باليني اعضاي هيات علمي و دستياران طب اورژانس بيمارستان شهداي هفتم تير تهران

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: فرهاد شكرانه

استاد(ان) راهنما: خانم دكتر رقيه اسكروچي

استاد(ان) مشاور: آقاي دكتر حامدبصير غفوري و آقاي دكتر محمودرضا گوهري

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل: دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران

تاریخ دفاع (ماه و سال): مرداد 1389   

نشانی پست الکترونیکی: Shokraneh [at] iums [.] ac [.] ir

 

چکیده

 

زمينه و هدف پژوهش: يكي از نقش هاي كتابداران و اطلاع رسانان پزشكي در پيوند با پزشكي مبتني بر شواهد، كتابداري باليني است. كتابدار باليني پاسخ هاي مرتبط با پرسش هاي باليني متخصصين باليني را بر اساس اطلاعات معتبر ارائه مي كند. هدف از پژوهش حاضر اجراي مراحل پاسخ دهي كتابدار باليني به پرسش هاي باليني اعضاي هيات علمي و دستياران طب اورژانس است كه از نتايج نخستين طرح پايلوت كتابداري باليني در ايران حاصل شده است.

روش پژوهش: در اين پژوهش مقطعي توصيفي، كتابدار باليني در بخش اورژانس بيمارستان شهداي هفتم تير تهران حاضر شد و در مدت 3 ماه از اول فوريه 2010 تا سي آوريل 2010 به پرسش هاي باليني 6 اعضاي هيات علمي و 18 دستيار طب اورژانس پاسخ داد. داده هاي مرتبط با متغيرها با استفاده از پرسشنامه پرسش باليني گردآوري شد. اين داده توسط نرم افزار مايكروسافت آفيس اكسل ويرايش سال 2003 و با روش هاي آمار توصيفي بررسي و نتايج آن در جداول فراواني و نمودارهاي ميله اي، ناحيه اي و دايره اي ارائه شد.

یافته هاي پژوهش: در دوره زمان مورد بررسي، 126 پرسش باليني در 5 نوع (84 پرسش درماني/ مداخله اي، 25 پرسش تشخيصي، 8 پرسش ميزان/ مقدار، 6 پرسش پيش آگهي/ پيش بيني و 3 پرسش علت شناسي) از كتابدار باليني پرسيده شد كه تمامي پرسش ها توسط وي پاسخ داده شدند. ميزان انطباق پرسش ها با عناصر پيكو نشان داد كه عناصر پيكو براي هر پرسش باليني متغير هستند و تنها 5 پرسش كاملا با PICO منطبق هستند و براي فرمولبندي پرسش ها، دو الگوي PIO و PO به ترتيب با فراواني 61 و 34 پرسش بيش از ساير الگوهاي پيكو كاربرد دارند و تعدادي از الگوها تنها براي نوع يا انواع خاصي از پرسش هاي باليني استفاده مي شوند. ميانگين مدت زمان لازم براي انجام هر يك از چهار مرحله پرسش، پيكو، پاسخ و تاييد به ترتيب 1/1، 1، 22/9 و 11/3 دقيقه به دست آمد. به طور ميانگين مراحل پاسخ دهي به هر پرسش باليني توسط كتابدار باليني، 42/14 دقيقه زمان برد. سنجش ميزان رضايت از كاربردي بودن پاسخ هاي كتابدار باليني از نظر متخصصين باليني در طيف ليكرت، رضايت خيلي زياد براي 53 پرسش (42%)، كاملا براي 45 پرسش (36%)، زياد براي 24 پرسش (19%) و متوسط براي 4 پرسش (3%) را نشان داد.

بحث و نتیجه گیری: انواع پرسش هاي باليني محدود به چهار نوعي نيستند كه در تعدادي از متون ارائه مي شود، همچنين عناصر پيكو براي پرسش هاي گوناگون متغيرند و الگوهاي متفاوت ديگري براي انواع مختلف پرسش هاي باليني كاربرد دارند. ميانگين مدت زمان لازم براي مراحل پاسخ دهي به يك پرسش باليني در اين پژوهش بسيار نزديك به ميانگين تنها پژوهش مشابه در اين زمينه است كه مناسب به نظر مي رسد. ميزان رضايت در اين پژوهش اگرچه مانند پژوهش هاي ديگر بالا بوده است ولي عوامل مختلفي مي تواند بر آن موثر باشد. از آنجايي كه اين پژوهش نخستين طرح كتابداري باليني در ايران و به صورت پايلوت بود، تعداد نمونه ها كم و مدت زمان اجراي آن كوتاه در نظر گرفته شده است و نقاط ضعف و قوت آن مي تواند به اجراي پژوهش هاي مشابه در سطح وسيع تر كمك كند.

کلید واژه ها: كتابدار باليني، پزشكي مبتني بر شواهد، فرمولبندي پرسش، پرسش باليني، پيكو، استراتژي جستجو، مراحل پاسخ دهي

 

 

لیلا روستاآزاد- دانشگاه علوم پزشکی ایران- دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: ارزيابي برونداد علمي استادان و دانشياران دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران از طريق اندازه‌گيري شاخص هیرش

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: لیلا روستاآزاد

استاد(ان) راهنما: آقای محمدرضا علی بیگ

استاد(ان) مشاور: خانم دکتر روح انگیز جمشیدی اورک

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل: دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران

تاریخ دفاع (ماه و سال): آبان 1388   

نشانی پست الکترونیکی: leila [dot] roosta [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

مقدمه: يكي از جديدترين روش هاي ارزیابی برونداد علمی محققین و مراکز تحقیقاتی استفاده از شاخص هیرش مي‌باشد. از مهمترين مزاياي اين شاخص نسبت به ديگر شاخص هاي علم‌سنجي سنجش همزمان كميت و كيفيت بروندادهاي علمي مي‌باشد.

اهداف: در اين پژوهش ميزان شاخص ذكر شده براي دانشياران و استادان دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران محاسبه و مورد بررسي قرار گرفت.

روش کار و مواد: پژوهش حاضر از نوع توصيفي-تحليلي مي‌باشد. جامعه مورد پژوهش شامل 101 نفر استادان و دانشياران دانشكده پزشكي است. بر طبق فرمول هیرش، داده هاي اصلي پژوهش شامل تعداد مقالات و تعداد استنادات به هر مقاله است كه از طريق جستجو در نمايه نامه‌هاي استنادي تحت وب، Web Of Science، Scopus و Google Scholar جمع‌آوري شدند. بديهي است كه از داده‌هاي بازيابي شده از هر كدام از پايگاه ها شاخص هیرش مجزا محاسبه شد. سپس با تلفيق داده‌هاي اصلي بدست آمده از اين 3 پايگاه مقدار دقيق شاخص هیرش محاسبه گرديد. براي آناليز مقايسه اي شاخص هیرش به دست آمده از هر نمايه نامه استنادي و نيز به منظور تجزيه و تحليل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد.

یافته ها: متوسط شاخص هیرش براي كل جامعه مورد بررسي 76/2 به دست آمده كه شاخص هیرش استادان به طور كلي بالاتر از دانشياران است. همچنين شاخص هیرش استادان و دانشياران علوم پايه بالاتر از استادان و دانشياران علوم باليني است. حدود یک سوم از زنان داراي شاخص هیرش 2 هستند، هيچ يك از آنان شاخص هیرش بيشتر از 6 نداشته اند و شاخص هیرش بيش از 10 همگي به مردان تعلق دارد. بالاترين شاخص هیرش به دست آمده متعلق به احد جعفري قدس از استادان نفرولوژي (شاخص هیرش برابر با 16) است و همچنين عبدالعزيز رستگار لاري استاد ميكروب شناسي (شاخص هیرش برابر با 13) در رتبه بعد قرار داشت. 17 نفر از جامعه مورد پژوهش نيز شاخص هیرش صفر كسب نمودند.

نتیجه گیری: استادان و دانشياران دانشكده علوم پزشكي از نظر شاخص هیرش كسب شده با توجه به تعريف شاخص و پژوهش هاي بين‌المللي شاخص هیرش در حوزه پزشكي (علوم بالینی) و زيست/پزشكي (علوم پایه) در سطح بسيار ضعيف و اكثر آنان حتي تعداد كل مقالات و تعداد كل استناداتشان نيز در سطح پاييني قرار دارند. بديهي است كه همين عوامل در ادامه باعث پايين بودن شاخص هیرش كسب شده توسط آنان شده است. به نظر مي رسد شاخص هیرش حتي در زمينه هاي موضوعي مشابه نيز تحت تاثير ‌مولفه هايي ‌همانند‌ كشور ‌محل ‌سكونت؛‌ امكانات موجود‌، بودجه تحقيقاتي‌، تعداد محققان ‌شاغل و زبان است و علاوه بر الگوي استنادي-انتشاراتي كه بر روي تمامي شاخص هاي علم‌ سنجي تاثيرگذار است، قابليت رويت بين المللی (ميزان دسترس‌پذيري مقالات) بر شاخص هیرش كسب شده موثر است.

کلید واژه ها: ارزيابي برونداد علمي، شاخص هیرش، دانشيار، استاد

 

 

حافظ محمدحسن زاده- دانشگاه علوم پزشکی ایران- دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: بررسی روند تولیدات علمی نویسندگان داخل ایران در حوزه علوم پزشکی طی سالهای 2007-1978 از طریق پایگاه های استنادی Web Of Science  و  Scopus

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: حافظ محمدحسن زاده

استاد(ان) راهنما: خانم دکتر رقیه اسکروچی       

استاد(ان) مشاور: آقای دکتر محمودرضا گوهری

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل:دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران

تاریخ دفاع (ماه و سال): تیر 1388   

نشانی پست الکترونیکی: hafezhassanzadeh60 [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

مقدمه: در ارزیابی های علم سنجی، اصلی ترین معیار برای تعیین جایگاه علمی و رتبه بندی کشورها، میزان مشارکت در تولید علم، نوآوری فناوری و به طور کلی مشارکت در روند توسعه علم جهانی عنوان شده است. در این پژوهش با بهره گیری از روشهای علم سنجی، به مطالعه روند و رشد میزان تولیدات علمی حوزه های پزشکی در ایران طی سالهای 2007-1978 پرداخته شده است.

روش بررسی : کلیه مقالات انگلیسی حوزه های پزشکی نمایه شده در پایگاههای استنادی اسکوپوس و SCIE در فاصله زمانی 2007-1978، جامعه این پژوهش را تشکیل می دهد. برای گردآوری اطلاعات، از جستجوی پیشرفته هر دو پایگاه با محدودیت زمانی برای 6 دوره 5 ساله استفاده گردید. سپس این مقالات با رده بندی کتابخانه ملی پزشکی آمریکا تطبیق داده شد.

یافته ها: حاصل این بررسی، 11901 رکورد از پایگاه SCIE و 17363 رکورد از اسکوپوس بود. از 29 حوزه پزشکی پایگاه SCIE، بیشترین تعداد مقالات در حوزه های داروشناسی و بیوشیمی و کمترین تعداد مقالات در حوزه های پرستاری و طب سالمندان مشاهده گردید. بیشترین استنادات در پایگاه SCIE متعلق به حوزه داروشناسی با 10976 استناد بود. 53 درصد از مقالات در پایگاه SCIE بدون استناد بودند. پرکارترین نویسنده در این پایگاه، محمد رضا زرین دست از دانشگاه علوم پزشکی تهران و در حوزه های داروشناسی، سیستم عصبی و روانپزشکی بود. در پایگاه SCIE، دانشگاه علوم پزشکی تهران در 19 حوزه پزشکی، دانشگاه پرکار شناخته شد. از 8 حوزه پزشکی در اسکوپوس، کمترین تعداد مقالات در حوزه های پرستاری و دندانپزشکی و بیشترین تعداد مقالات در حوزه های پزشکی بالینی و بیوشیمی بود. دوره های 1987-1983 و 1992-1988 کمترین تعداد مقالات و دوره 2007-2003 بیشترین تعداد مقالات را در هر دو پایگاه دارا بود.

بحث و نتیجه گیری: عدم داشتن استناد در بیشتر مقالات در پایگاه SCIE، شاید به علت چاپ مقالات در مجلاتی با عامل تاثیر پایین یا عدم پذیرش مقاله های کشورهای در حال توسعه در مجله های معتبر بین المللی باشد. از عواملی که در کاهش تولید علم ایران در دوره های دوم و سوم دخیل بودند می توان به جنگ ایران و عراق اشاره کرد. نمایه شدن نام دانشگاهها با اسامی مختلف باعث عدم وجود نام این دانشگاهها در رتبه بندیهای جهانی شده است. یافته های این پژوهش نشان داد که پایگاه اسکوپوس، یک پایگاه استنادی کامل نیست. می توان گفت که تولید علم ایران در حوزه های پزشکی به شدت در حال افزایش است که ادامه این روند وابسته به عواملی همچون، تعامل دانشمندان ایرانی با دانشمندان خارجی، افزایش بودجه آموزش و پرورش، همکاری علمی و تبادل اطلاعات با دانشگاههای برتر و... می باشد.

 

کلید واژه ها: تولید علمی، پایگاههای استنادی، حوزه های پزشکی