اعظم بذرافشان- دانشگاه علوم پزشکی تهران- دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: ارزشیابی دروندادهای برنامه آموزشی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی بر اساس الگوی سیپ در دانشگاه های علوم پزشکی کشور در سال 1389

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: اعظم بذرافشان

استاد(ان) راهنما: آقای دکتر شهرام صدقی

استاد(ان) مشاور: خانم اعظم قادری، آقای دکتر مسعود رودباری

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل: دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران

تاریخ دفاع (ماه و سال): مهر 1390   

نشانی پست الکترونیکی: bazrafshan [dot] a [dot] 83 [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

مقدمه

ارزشیابی در سیستم های آموزشی جهت اطلاع و اطمینان از کیفیت آموزش ضروری می باشد لذا نجام هرگونه تغيير و بازنگري در برنامه آموزشي نيازمند انجام ارزشيابي دقيق مي باشد. پژوهش حاضر بر آن است تا با تکيه بر يکي از جامع ترين و دقيق ترين الگوهاي موجود (الگوي سيپ) به ارزيابي دروندادهاي آموزشي برنامه آموزشي کارشناسي ارشد کتابداري و اطلاع رساني پزشکي در دانشگاه هاي علوم پزشکي در کشور بپردازد.

روش بررسی

پژوهش حاضر یک مطالعه تلفیقی از نوع کاربردی است که با ترکیب روش های کمی و کیفی و انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته به ارزشیابی دروندادهای برنامه درسی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی پرداخته است. در این پژوهش، دروندادهای برنامه آموزشی (فضاهای آموزشی- تحقیقاتی و توان و تخصص اعضای هیات علمی) بر اساس الگوی سیپ با تکیه بر اسناد و مدارک آموزشی موجود مورد بررسی قرار گرفته اند. به منظور تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه از نرم نرم افزار Nvivo استفاده شده است.

یافته های پژوهش

بر اساس یافته های این پژوهش مهم ترین ویژگی برنامه درسی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی روز آمد نبودن سرفصل دروس است و نیاز مبرم به تجدید نظر در محتوا و سرفصل دروس دارد، همچنین این برنامه منطبق با سرفصل دروس دروه کارشناسی نیست و نمی تواند پاسخ گوی نیازهای حرفه ای دانش آموختگان باشد. همچنین دروندادهای آموزشی 5 گروه آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی مورد مقایسه قرار گرفته است. بر این اساس، بیشترین میزان استفاده از فضاهای آموزشی مربوط به علوم پزشکی تبریز (193 مترمربع) و پس از آن علوم پزشکی اصفهان (178 مترمربع) می باشد. از بین گروه های آموزشی مورد بررسی، علوم پزشکی تبریز با 2/24 مترمربع و علوم پزشکی اصفهان با 8/17 مترمربع بیشترین سرانه فضای آموزشی به ازای هر دانشجو و عضو هیات علمی را به خود اختصاص داده اند. کمترین سرانه آموزشی مربوط به علوم پزشکی تهران با 8/2 مترمربع فضای آموزشی به ازای هر دانشجو و عضو هیات علمی می باشد. بیشترین میزان فضاهای تحقیقاتی مربوط به علوم پزشکی تبریز (1002 مترمربع) و کرمان (751 مترمربع) است. بر این اساس، دانشگاه های علوم پزشکی تبریز با 3/125 مترمربع وعلوم پزشکی کرمان با  8/57 مترمربع بیشترین میزان سرانه تحقیقاتی را نیز به خود اختصاص داده اند. کمترین میزان سرانه فضاهای تحقیقاتی مربوط به دانشگاه علوم پزشکی تهران با 5/4 مترمربع فضا به ازای هر عضو هیات علمی و دانشجو می باشد. همچنین دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با میانگین 22% استفاده از توان اعضای هیات علمی، بیشترین میزان استفاده را از اعضای هیات علمی را داشته است. کمترین میزان استفاده از توان اعضای هیات علمی مربوط به دانشگاه علوم پزشکی تهران با 8% می باشد.

بحث و نتیجه گیری

بر اساس یافته های این پژوش بر نامه آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی از نظر دروندادهای آموزشی دارای محدودیت های بسیاری است. روزامد نبودن برنامه درسی، عدم استفاده مطلوب از فضاهای اموزشی و تحقیقاتی و کمبود نیروی متخصص هیات علمی از مهمترین مشکلات برنامه آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی در کشور محسوب می شود.

کلیدواژه ها: برنامه آموزشی، دروندادهای آموزشی، ارزشیابی، الگوی سیپ، کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی

 

 

علیرضا امان اللهی- دانشگاه علوم پزشكي تهران- دانشكده مديريت و اطلاع رساني پزشكي

 

 

عنوان پایان­نامه: ارزیابی کیفیت کارآزمائی های بالینی تصادفی کنترل شده پژوهشگران دانشگاه های علوم پزشکی ایران و تهران نمایه شده در PubMed با چک لیست CONSORT

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: علیرضا امان اللهی

استاد(ان) راهنما: خانم هما طلاچی

استاد(ان) مشاور: آقاي دكتر حمید رواقی و خانم دکتر روح انگیز جمشیدی اورک

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل: دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران

تاریخ دفاع (ماه و سال): تیر 1390   

نشانی پست الکترونیکی: amanollahi [dot] a [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

زمینه و هدف پژوهش

چکیده­­ها حاوی اطلاعات اصلی و مهم مقاله هستند که خواننده را به محتوای اطلاعاتی مقاله راهنمائی می­کنند. از این رو به ساختار و محتوای اطلاعاتی چکیده­ مقالات، با افزایش انتشار مجلات بیش از پیش تأکید می­شود. پژوهش حاضر به ارزیابی چکیده مقالات کارآزمائی­های بالینی تصادفی کنترل شده در PubMed نمایه شده­اند، پرداخته شد. کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده به عنوان بهترین نوع از مطالعات مداخله­ای در جهت درمان بیماران شناخته می­شود که با هدف ایجاد مداخله روی انسان انجام می­گیرد.

روش پژوهش

 این پژوهش از نوع پیمایشی توصیفی (مقطعی) است. جامعه پژوهش شامل 314 مقاله  از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده با وابستگی سازمانی به دانشگاه علوم پزشکی تهران (249) و دانشگاه علوم پزشکی ایران سابق (65)، است که در PubMed  است تا پایان سال 2010 نمایه شده بودند. در پژوهش حاضر هشت مورد از موارد خاص موجود در چک لیست CONSORT که از لحاظ روش­شناسی انجام و گزارش کارآزمایی های بالینی تصادفی کنترل شده، مد نظر ارزیابان کیفیت مقالات است، مورد بررسی قرار گرفت.

یافته های پژوهش

میانگین امتیاز کیفیت منتسب به چکیده مقالات با استفاده از چک لیست CONSORT، از امتیاز  8-0 برابر با 71/4 با انحراف استاندارد 02/1 به دست آمد. در این پژوهش هیچ یک از چکیده مقالات امتیاز کامل را کسب نکردند و بالاترین امتیاز کسب شده توسط چکیده مقالات امتیاز هفت بود. از میان طراحی نوع کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده، کارآزمایی بالینی با شاهدهای موازی نسبت به سایر طراحی ها بیشتر مورد استفاده قرار گرفته  بود. اشاره به نوع تصادفی سازی، نوع کورسازی، تعداد مشارکت کنندگان درگیر در مطالعه از کیفیت مناسبی برخوردار  نبود. از لحاظ کاربرد نوع مداخله در مطالعات، دارو با 68% بیشتر از سایر مداخلات استفاده شده  بود. میزان استفاده از این نوع طراحی در حوزه های موضوعی علوم بالینی و علوم پایه، در حوزه موضوعی زنان و زایمان و روان پزشکی نسبت به سایر حوزه­های موضوعی بیشتر بود. از لحاظ زمان انتشار چکیده مقالات نمایه شده در PubMed بیشترین مقالات مربوط به سال 2008 بودند.

بحث و نتیجه گیری

کیفیت گزارش روش شناسی در مقالات کارآزمای بالینی تصادفی کنترل شده در حد مناسبی نیست. برای گزارش بهتر نتایج باید آموزش های لازم برای پژوهشگران و نویسندگان مقالات داده شود. علاوه بر این سردبیران مجلات باید دستورالعمل گزارش صحیح این نوع از مطالعات را در راهنمای نگارش مقالات مجلات درج نمایند تا شاهد هر چه بهتر شدن گزارش این دست از مطالعات توسط نویسندگان باشند.

کلیدواژه ها: روش شناسی پژوهش، ارزیابی انتقادانه  منابع، کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده، طراحی مطالعه، چک لیست CONSORT 

 

 

فرهاد شكرانه- دانشگاه علوم پزشكي ايران- دانشكده مديريت و اطلاع رساني پزشكي

 

 

عنوان پایان­نامه: اجراي مراحل پاسخ دهي كتابدار باليني به پرسش هاي باليني اعضاي هيات علمي و دستياران طب اورژانس بيمارستان شهداي هفتم تير تهران

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: فرهاد شكرانه

استاد(ان) راهنما: خانم دكتر رقيه اسكروچي

استاد(ان) مشاور: آقاي دكتر حامدبصير غفوري و آقاي دكتر محمودرضا گوهري

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل: دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران

تاریخ دفاع (ماه و سال): مرداد 1389   

نشانی پست الکترونیکی: Shokraneh [at] iums [.] ac [.] ir

 

چکیده

 

زمينه و هدف پژوهش: يكي از نقش هاي كتابداران و اطلاع رسانان پزشكي در پيوند با پزشكي مبتني بر شواهد، كتابداري باليني است. كتابدار باليني پاسخ هاي مرتبط با پرسش هاي باليني متخصصين باليني را بر اساس اطلاعات معتبر ارائه مي كند. هدف از پژوهش حاضر اجراي مراحل پاسخ دهي كتابدار باليني به پرسش هاي باليني اعضاي هيات علمي و دستياران طب اورژانس است كه از نتايج نخستين طرح پايلوت كتابداري باليني در ايران حاصل شده است.

روش پژوهش: در اين پژوهش مقطعي توصيفي، كتابدار باليني در بخش اورژانس بيمارستان شهداي هفتم تير تهران حاضر شد و در مدت 3 ماه از اول فوريه 2010 تا سي آوريل 2010 به پرسش هاي باليني 6 اعضاي هيات علمي و 18 دستيار طب اورژانس پاسخ داد. داده هاي مرتبط با متغيرها با استفاده از پرسشنامه پرسش باليني گردآوري شد. اين داده توسط نرم افزار مايكروسافت آفيس اكسل ويرايش سال 2003 و با روش هاي آمار توصيفي بررسي و نتايج آن در جداول فراواني و نمودارهاي ميله اي، ناحيه اي و دايره اي ارائه شد.

یافته هاي پژوهش: در دوره زمان مورد بررسي، 126 پرسش باليني در 5 نوع (84 پرسش درماني/ مداخله اي، 25 پرسش تشخيصي، 8 پرسش ميزان/ مقدار، 6 پرسش پيش آگهي/ پيش بيني و 3 پرسش علت شناسي) از كتابدار باليني پرسيده شد كه تمامي پرسش ها توسط وي پاسخ داده شدند. ميزان انطباق پرسش ها با عناصر پيكو نشان داد كه عناصر پيكو براي هر پرسش باليني متغير هستند و تنها 5 پرسش كاملا با PICO منطبق هستند و براي فرمولبندي پرسش ها، دو الگوي PIO و PO به ترتيب با فراواني 61 و 34 پرسش بيش از ساير الگوهاي پيكو كاربرد دارند و تعدادي از الگوها تنها براي نوع يا انواع خاصي از پرسش هاي باليني استفاده مي شوند. ميانگين مدت زمان لازم براي انجام هر يك از چهار مرحله پرسش، پيكو، پاسخ و تاييد به ترتيب 1/1، 1، 22/9 و 11/3 دقيقه به دست آمد. به طور ميانگين مراحل پاسخ دهي به هر پرسش باليني توسط كتابدار باليني، 42/14 دقيقه زمان برد. سنجش ميزان رضايت از كاربردي بودن پاسخ هاي كتابدار باليني از نظر متخصصين باليني در طيف ليكرت، رضايت خيلي زياد براي 53 پرسش (42%)، كاملا براي 45 پرسش (36%)، زياد براي 24 پرسش (19%) و متوسط براي 4 پرسش (3%) را نشان داد.

بحث و نتیجه گیری: انواع پرسش هاي باليني محدود به چهار نوعي نيستند كه در تعدادي از متون ارائه مي شود، همچنين عناصر پيكو براي پرسش هاي گوناگون متغيرند و الگوهاي متفاوت ديگري براي انواع مختلف پرسش هاي باليني كاربرد دارند. ميانگين مدت زمان لازم براي مراحل پاسخ دهي به يك پرسش باليني در اين پژوهش بسيار نزديك به ميانگين تنها پژوهش مشابه در اين زمينه است كه مناسب به نظر مي رسد. ميزان رضايت در اين پژوهش اگرچه مانند پژوهش هاي ديگر بالا بوده است ولي عوامل مختلفي مي تواند بر آن موثر باشد. از آنجايي كه اين پژوهش نخستين طرح كتابداري باليني در ايران و به صورت پايلوت بود، تعداد نمونه ها كم و مدت زمان اجراي آن كوتاه در نظر گرفته شده است و نقاط ضعف و قوت آن مي تواند به اجراي پژوهش هاي مشابه در سطح وسيع تر كمك كند.

کلید واژه ها: كتابدار باليني، پزشكي مبتني بر شواهد، فرمولبندي پرسش، پرسش باليني، پيكو، استراتژي جستجو، مراحل پاسخ دهي

 

 

لیلا روستاآزاد- دانشگاه علوم پزشکی ایران- دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: ارزيابي برونداد علمي استادان و دانشياران دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران از طريق اندازه‌گيري شاخص هیرش

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: لیلا روستاآزاد

استاد(ان) راهنما: آقای محمدرضا علی بیگ

استاد(ان) مشاور: خانم دکتر روح انگیز جمشیدی اورک

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل: دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران

تاریخ دفاع (ماه و سال): آبان 1388   

نشانی پست الکترونیکی: leila [dot] roosta [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

مقدمه: يكي از جديدترين روش هاي ارزیابی برونداد علمی محققین و مراکز تحقیقاتی استفاده از شاخص هیرش مي‌باشد. از مهمترين مزاياي اين شاخص نسبت به ديگر شاخص هاي علم‌سنجي سنجش همزمان كميت و كيفيت بروندادهاي علمي مي‌باشد.

اهداف: در اين پژوهش ميزان شاخص ذكر شده براي دانشياران و استادان دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران محاسبه و مورد بررسي قرار گرفت.

روش کار و مواد: پژوهش حاضر از نوع توصيفي-تحليلي مي‌باشد. جامعه مورد پژوهش شامل 101 نفر استادان و دانشياران دانشكده پزشكي است. بر طبق فرمول هیرش، داده هاي اصلي پژوهش شامل تعداد مقالات و تعداد استنادات به هر مقاله است كه از طريق جستجو در نمايه نامه‌هاي استنادي تحت وب، Web Of Science، Scopus و Google Scholar جمع‌آوري شدند. بديهي است كه از داده‌هاي بازيابي شده از هر كدام از پايگاه ها شاخص هیرش مجزا محاسبه شد. سپس با تلفيق داده‌هاي اصلي بدست آمده از اين 3 پايگاه مقدار دقيق شاخص هیرش محاسبه گرديد. براي آناليز مقايسه اي شاخص هیرش به دست آمده از هر نمايه نامه استنادي و نيز به منظور تجزيه و تحليل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد.

یافته ها: متوسط شاخص هیرش براي كل جامعه مورد بررسي 76/2 به دست آمده كه شاخص هیرش استادان به طور كلي بالاتر از دانشياران است. همچنين شاخص هیرش استادان و دانشياران علوم پايه بالاتر از استادان و دانشياران علوم باليني است. حدود یک سوم از زنان داراي شاخص هیرش 2 هستند، هيچ يك از آنان شاخص هیرش بيشتر از 6 نداشته اند و شاخص هیرش بيش از 10 همگي به مردان تعلق دارد. بالاترين شاخص هیرش به دست آمده متعلق به احد جعفري قدس از استادان نفرولوژي (شاخص هیرش برابر با 16) است و همچنين عبدالعزيز رستگار لاري استاد ميكروب شناسي (شاخص هیرش برابر با 13) در رتبه بعد قرار داشت. 17 نفر از جامعه مورد پژوهش نيز شاخص هیرش صفر كسب نمودند.

نتیجه گیری: استادان و دانشياران دانشكده علوم پزشكي از نظر شاخص هیرش كسب شده با توجه به تعريف شاخص و پژوهش هاي بين‌المللي شاخص هیرش در حوزه پزشكي (علوم بالینی) و زيست/پزشكي (علوم پایه) در سطح بسيار ضعيف و اكثر آنان حتي تعداد كل مقالات و تعداد كل استناداتشان نيز در سطح پاييني قرار دارند. بديهي است كه همين عوامل در ادامه باعث پايين بودن شاخص هیرش كسب شده توسط آنان شده است. به نظر مي رسد شاخص هیرش حتي در زمينه هاي موضوعي مشابه نيز تحت تاثير ‌مولفه هايي ‌همانند‌ كشور ‌محل ‌سكونت؛‌ امكانات موجود‌، بودجه تحقيقاتي‌، تعداد محققان ‌شاغل و زبان است و علاوه بر الگوي استنادي-انتشاراتي كه بر روي تمامي شاخص هاي علم‌ سنجي تاثيرگذار است، قابليت رويت بين المللی (ميزان دسترس‌پذيري مقالات) بر شاخص هیرش كسب شده موثر است.

کلید واژه ها: ارزيابي برونداد علمي، شاخص هیرش، دانشيار، استاد

 

 

کمال ابراهیمی- دانشگاه علوم پزشکی تبریز- دانشکده پیراپزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: مقایسه نیروی انسانی، مجموعه، فضا و بودجه كتابخانه ­مرکزی و کتابخانه های دانشکده­ای دانشگاه علوم پزشکی تبریز با استانداردهای کتابخانه های دانشگاهی ایران و استانداردهای انجمن کتابخانه های دانشگاهی و پژوهشی (ACRL)

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: کمال ابراهیمی

استاد(ان) راهنما: آقای دکتر غلامحسین تسبیحی

استاد(ان) مشاور: آقای شفیع حبیبی

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل: دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز

تاریخ دفاع (ماه و سال): شهریور 1387   

نشانی پست الکترونیکی: ebrahimi [dot] k [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

مقدمه: كتابخانه­ دانشگاهي قلب دانشگاه به حساب مي آيد و سير تحول فناوري اطلاعات اهميت آنها را بيشتر از گذشته كرده است و كتابخانه ها ملزم به شناسايي نقاط قوت و ضعف خود، براي سازگار شدن با تحولات جديد هستند.

اهداف: اين تحقيق به ارزيابي وضعيت كتابخانه هاي دانشگاه علوم پزشكي تبريز  مي پردازد كه با  هدف شناسايي نقاط قوت و ضعف زير ساخت اطلاع رساني كتابخانه ها، آگاهي مسئولان و كمك به برنامه ريزی هاي آموزشي و پژوهشي انجام شده است.

روش کار و مواد: اين تحقيق با مطالعه توصيفي 8 كتابخانه دانشكده هاي و يك كتابخانه مركزي  دانشگاه علوم پزشكي تبريز صورت گرفته است. داده هاي اين تحقيق از كتابخانه هاي دانشگاه، آموزش كل دانشگاه و امورمالي و حسابداري دانشگاه و دانشكده ها گردآوري شده است و در نرم افزار EXCEL مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. نتايج حاصل با  توجه به معيارهاي دو استاندارد كتابخانه هاي دانشگاهي ايران و ACRL مورد مقايسه قرار گرفته است.

یافته ها: كتابخانه هاي دانشگاه علوم پزشكي تبريز از نظر نيروي انساني 89 درصد  استاندارد كتابخانه هاي دانشگاهي ايران و 102 درصد استاندارد ACRL فرمولB، را رعايت كرده اند. از نظر مجموعه ، 9 درصد استاندارد 2 كتابخانه هاي دانشگاهي ايران، و 5 درصد فرمول Aاستاندارد  AC، را رعايت كرده اند. از نظر فضاي كتابخانه ها، 69 درصد استاندارد 6 كتابخانه هاي دانشگاهي ايران و 146 درصد فرمول C استاندارد ACRL را رعايت كرده اند و از نظر بودجه، 37 درصد استاندارد 8 كتابخانه هاي دانشگاهي ايران و 1 درصد استاندارد ACRL را رعايت كرده اند.

نتیجه گیری: وضعيت كتابخانه هاي دانشگاهي علوم پزشكي  تبريز در مقايسه با استانداردها از نظر بودجه و منابع در سطح بسيار پاييني قرار دارد  و لزوم ايجاد خط و مشي مدون و مصوب مجموعه گستري، تشكيل كميته كتابخانه ها، تمركز فعاليتهاي كتابخانه ها، تشكيل فهرستگان كتابخانه هاي دانشگاه و درخواست بودجه مستقل و كافي براي برنامه ريزي هاي مدون كتابخانه­ها، در جهت رفع مشكلات كتابخانه هاي دانشگاه علوم پزشكي  تبريز  بسيار ضروري است.

کلید واژه ها: ارزيابي وضعيت كتابخانه، استاندارد كتابخانه­هاي دانشگاهي، دانشگاه علوم پزشكي تبريز

 

 

حافظ محمدحسن زاده- دانشگاه علوم پزشکی ایران- دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: بررسی روند تولیدات علمی نویسندگان داخل ایران در حوزه علوم پزشکی طی سالهای 2007-1978 از طریق پایگاه های استنادی Web Of Science  و  Scopus

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: حافظ محمدحسن زاده

استاد(ان) راهنما: خانم دکتر رقیه اسکروچی       

استاد(ان) مشاور: آقای دکتر محمودرضا گوهری

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل:دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران

تاریخ دفاع (ماه و سال): تیر 1388   

نشانی پست الکترونیکی: hafezhassanzadeh60 [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

مقدمه: در ارزیابی های علم سنجی، اصلی ترین معیار برای تعیین جایگاه علمی و رتبه بندی کشورها، میزان مشارکت در تولید علم، نوآوری فناوری و به طور کلی مشارکت در روند توسعه علم جهانی عنوان شده است. در این پژوهش با بهره گیری از روشهای علم سنجی، به مطالعه روند و رشد میزان تولیدات علمی حوزه های پزشکی در ایران طی سالهای 2007-1978 پرداخته شده است.

روش بررسی : کلیه مقالات انگلیسی حوزه های پزشکی نمایه شده در پایگاههای استنادی اسکوپوس و SCIE در فاصله زمانی 2007-1978، جامعه این پژوهش را تشکیل می دهد. برای گردآوری اطلاعات، از جستجوی پیشرفته هر دو پایگاه با محدودیت زمانی برای 6 دوره 5 ساله استفاده گردید. سپس این مقالات با رده بندی کتابخانه ملی پزشکی آمریکا تطبیق داده شد.

یافته ها: حاصل این بررسی، 11901 رکورد از پایگاه SCIE و 17363 رکورد از اسکوپوس بود. از 29 حوزه پزشکی پایگاه SCIE، بیشترین تعداد مقالات در حوزه های داروشناسی و بیوشیمی و کمترین تعداد مقالات در حوزه های پرستاری و طب سالمندان مشاهده گردید. بیشترین استنادات در پایگاه SCIE متعلق به حوزه داروشناسی با 10976 استناد بود. 53 درصد از مقالات در پایگاه SCIE بدون استناد بودند. پرکارترین نویسنده در این پایگاه، محمد رضا زرین دست از دانشگاه علوم پزشکی تهران و در حوزه های داروشناسی، سیستم عصبی و روانپزشکی بود. در پایگاه SCIE، دانشگاه علوم پزشکی تهران در 19 حوزه پزشکی، دانشگاه پرکار شناخته شد. از 8 حوزه پزشکی در اسکوپوس، کمترین تعداد مقالات در حوزه های پرستاری و دندانپزشکی و بیشترین تعداد مقالات در حوزه های پزشکی بالینی و بیوشیمی بود. دوره های 1987-1983 و 1992-1988 کمترین تعداد مقالات و دوره 2007-2003 بیشترین تعداد مقالات را در هر دو پایگاه دارا بود.

بحث و نتیجه گیری: عدم داشتن استناد در بیشتر مقالات در پایگاه SCIE، شاید به علت چاپ مقالات در مجلاتی با عامل تاثیر پایین یا عدم پذیرش مقاله های کشورهای در حال توسعه در مجله های معتبر بین المللی باشد. از عواملی که در کاهش تولید علم ایران در دوره های دوم و سوم دخیل بودند می توان به جنگ ایران و عراق اشاره کرد. نمایه شدن نام دانشگاهها با اسامی مختلف باعث عدم وجود نام این دانشگاهها در رتبه بندیهای جهانی شده است. یافته های این پژوهش نشان داد که پایگاه اسکوپوس، یک پایگاه استنادی کامل نیست. می توان گفت که تولید علم ایران در حوزه های پزشکی به شدت در حال افزایش است که ادامه این روند وابسته به عواملی همچون، تعامل دانشمندان ایرانی با دانشمندان خارجی، افزایش بودجه آموزش و پرورش، همکاری علمی و تبادل اطلاعات با دانشگاههای برتر و... می باشد.

 

کلید واژه ها: تولید علمی، پایگاههای استنادی، حوزه های پزشکی

 

 

علی ولی نژادی- دانشگاه علوم پزشکی تهران- دانشکده پیراپزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: طرح ترسیم جایگاه مفاهیم طب سنتی ایران در ساختار زبان مشترک ابَراصطلاحنامه و شبکه معنایی نظام زبان واحد پزشکی (یو ام ال اس)

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: علی ولی نژادی

استاد(ان) راهنما: آقای دکتر فریدون آزاده و آقای دکتر عباس حری           

استاد(ان) مشاور: آقای دکتر محمدرضا شمس اردکانی و آقای دکتر مازیار امیرحسینی

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل:دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران

تاریخ دفاع (ماه و سال): مرداد 1387   

نشانی پست الکترونیکی: ali [dot] valinejad [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

هدف: این پژوهش به دنبال ارائه طرحی برای تعیین جایگاه واژگان و مفاهیم طب سنتی ایران در ساختار زبان مشترک ابراصطلاحنامه و شبکه معنایی نظام واحد زبان پزشکی جهت انعکاس پتانسیل های طب سنتی ایران- در سطح مفاهیم- در یک پارادایم جهانی و نهایتا تبیین جایگاه و سهم واژگان طب سنتی ایرانی در واژگان و مفاهیم دانش جهانی پزشکی می باشد.

روش بررسی : روش پژوهش این طرح دارای سه بخش است: الف) تحلیل سیستم ب) تحلیل سندی ج) طراحی سیستم. در بخش الف، نظام زبان واحد پزشکی (یو ام ال اس)، جهت شناسایی ساختار کلی آن و نیز شناسایی دقیق موارد خلاهای آن در مورد مفاهیم طب سنتی ایران، مورد تحلیل قرار گرفت. در بخش ب، متون و منابع اطلاعاتی مربوط به مفاهیم طب سنتی ایران مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته و از هر کدام از رده های کلی این علم، نمونه (مثال) هایی از مفاهیم کلی شامل «بیماری صرع»، «نشانه رنگ ادرار» و «داروی مفرده سنبل الطیب» با تمامی زیرشاخه های مربوط به آن ها استخراج شد. در بخش ج، که قسمت عمده طرح را به خود اختصاص می دهد، نمونه مفاهیم استخراج شده در قسمت ب، با شناسایی کلیه مفاهیم مرتبط با آنها – از میان مفاهیم پزشکی رایجِ (غربی) ترسیم شده در ساختار نظام زبان واحد پزشکی- در خلاهای مربوط به مفاهیم طب سنتی ایران، درون ساختار ابراصطلاحنامه و شبکه معنایی این نظام گنجانده شد.

یافته ها: پیش نمونی از ساختار کلان طب سنتی ایرانی که جایگاه آن در زبان پزشکی واحد ترسیم شده است با چگونگی تبادلات مفهومی طب سنتی ایرانی با نظام زبان پزشکی واحد ارائه شد.

نتیجه گیری: در این پژوهش، برای نخستین بار با تکیه بر سلسله مراتب طب سنتی ایرانی در بستر الگوهای بین المللی پذیرفته شده، موفق به تحلیل رده های کلان طب سنتی ایرانی شده، جایگاه این دانش را در زبان واحد پزشکی ترسیم نموده و شیوه برقراری تبادلات مفهومی را بین طب سنتی ایرانی با طب امروزه جهانی، تحلیل کرده ایم.

 

کلید واژه ها: طب سنتی ایران، نظام زبان واحد پزشکی، فرااصطلاحنامه، شبکه معنایی، روابط مفهومی، روابط سلسه مراتبی

 

 

مهدی حاج ابراهیمی- دانشگاه علوم پزشکی تبریز- دانشکده پیراپزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: بررسی وضعیت موجود مدیریت دانش در میان کتابداران و کارکنان کتابخانه های دانشکده ای زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی  تبریز

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: مهدی حاج ابراهیمی

استاد(ان) راهنما: آقای دکتر عباس شفاهی        

استاد(ان) مشاور: خانم دکتر زکیه پیری و آقای شفیع حبیبی

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل:دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز

تاریخ دفاع (ماه و سال): تیر1387   

نشانی پست الکترونیکی: m [dot] hajebrahimi [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

مقدمه: امروزه دانش به عنوان سرمایه سازمانی تلقی می شود و مدیریت آن از اهمیت روزافزونی برخوردار است. این پژوهش قصد دارد وضعیت موجود مدیریت دانش را در میان کتابداران، که از آنان به عنوان مدیران دانش آینده نام برده می شود مورد بررسی قرار دهد.

هدف: این پژوهش با هدف « تعیین وضعیت موجود مدیریت چرخه ی دانش در میان کتابداران و کارکنان کتابخانه های دانشکده ای زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی تبریز» انجام گرفته است.

روش کار و مواد : این مطالعه از نوع پیمایشی- تحلیلی بوده است. جامعه ی پژوهش متشکل از تمامی کتابداران و کارکنانی است که در فعالیت های تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی در کتابخانه های دانشکده ای و کتابخانه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تبریز فعالیت داشته اند و چون تعداد آنان زیاد نبوده است (40نفر)، همه ی آنان نمونه ی مورد بررسی را تشکیل داده اند.

ابزار پژوهش، پرسش نامه ای متشکل از 32 پرسش بوده است که توسط پژوهشگر طراحی گردیده است. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات کارشناسان و صاحبنظران تایید گردید و برای تعیین پایایی آن از فرمول آلفای کرونباخ استفاده شد و پایایی آن 89/90 تعیین گردید.

یافته ها: این پژوهش وضعیت مدیریت دانش جامعه ی مورد پژوهش را در 4 حلقه ی دانش مورد بررسی قرار داده است. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که بالاترین میانگین مربوط به حلقه ی کاربرد دانش (63/3) و پایین ترین میانگین مربوط به حلقه ی تبادل دانش (92/2) بوده است که کمتر از حد متوسط را نشان می دهد. میانگین دو حلقه ی خلق و سازماندهی دانش به ترتیب 15/3 و 07/3 بوده اند. همچنین فرضیه پژوهش که وجود تفاوت فرهنگ سازمانی میان کارکنان زن و مرد در به کارگیری مدیریت دانش را بیان می کرد تایید شد.

نتیجه گیری: هنوز نه کتابداران و نه مدیران کتابخانه های این دانشکده ها به اندازه کافی با مزایای مدیریت دانش در محیط کار آشنایی ندارند. هیچ برنامه خاصی در این رابطه، در این   کتابخانه ها اجرا نمی شود. کارکنان دانش مدار تفاوتی از نظر حقوق و پاداش با بقیه ندارند و از نظر فرهنگی باید آموزش های زیادی در جهت آمادگی جامعه ی مورد مطالعه برای پذیرش فرایند مدیریت دانش صورت گیرد.

 

کلید واژه ها: مدیریت دانش، مدیریت دانش و کتابخانه های دانشکده ای، چرخه ی دانش، فرهنگ سازمانی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز

 

 

 

عباس دولانی- دانشگاه علوم پزشکی تبریز- دانشکده پیراپزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: وضعیت روشهای تحقیق مورد استفاده در پایان نامه های فارغ التحصیلان دانشگاه علوم پزشکی  تبریز( دستیاری ،دكتراي حرفه اي، دكتراي تخصصي، کارشناسی ارشد ) در بین سالهای 1384 – 1375

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: عباس دولانی

استاد(ان) راهنما: آقایان دکتر غلامحسین تسبیحی و دکتر بهروز نیک نفس

استاد(ان) مشاور: آقای دکتر سید داوود حسینی نسب

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل:دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز

تاریخ دفاع (ماه و سال): خرداد 1387

نشانی پست الکترونیکی: a [dot] doulani [at] gmail [dot] com

 

چکیده

 

مقدمه: این مقاله به بررسی وضعیت روشهای تحقیق مورد استفاده در پایان نامه های دوره های تکمیلی فارغ التحصیلان دانشگاه علوم پزشکی تبریز (دستیاری، دکترای حرفه ای، دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد) در بین سالهای 1384-1375 می پردازد.

هدف: هدف از انجام این تحقیق بررسی عوامل موثر بر انتخاب روشهای تحقیق توسط فارغ التحصیلان مقاطع مختلف دانشگاه از جمله بازه زمانی 1379-1375 و 1384-1380، استنادها و منابع، جنسیت، مقاطع تحصیلی و رشته های تحصیلی موجود است.

روش کار و مواد: این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی صورت گرفت. جامعه آماری شامل تمامی پایان نامه های موجود در کتابخانه های دانشکده ای دانشگاه در بازه زمانی ده ساله بود. نمونه آماری بر اساس جنسیت و مقاطع تحصیلی و تعداد آنها در هر دانشکده با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد. پایایی و روایی ابزار پژوهش (چک لیست) توسط نظرخواهی از متخصصین و انجام مطالعه اولیه و با فرمول آلفای کرونباخ -با اطمینان 95 درصد- 94/0 محاسبه گردید. فرمول آماری برای انجام آزمون فرضیات، مجذور خی دو بود که توسط نرم افزار آماری SPSS صورت پذیرفت.

یافته ها: فرضیه اول در سه دانشکده پزشکی، داروسازی و دندان پزشکی تفاوت معناداری بین عامل بازه زمانی و انتخاب روشهای تحقیق نشان داد و در دو دانشکده بهداشت و تغذیه و پرستاری و مامایی رد شد. فرضیه دوم در تمامی دانشکده ها مورد تایید قرار گرفت و مشخص شد بین منابع و روشهای تحقیق اختلاف معناداری وجود دارد. سوال اول تحقیق نیز به جز در دانشکده پرستاری و مامایی که دارای یک مقطع تحصیلی تکمیلی می باشد، اختلاف معناداری بین روشهای تحقیق و مقطع تحصیلی نشان داد. سوال دوم که عامل جنسیت را مورد بررسی قرار می داد، اختلاف معناداری بین عامل جنسیت و روشهای تحقیق نشان نداد. در سوال سوم بین رشته های تحصیلی و روشهای تحقیق در تمامی دانشکده ها تفاوت معناداری وجود داشت.

نتیجه گیری: انتخاب روشهای تحقیق از سوی دانشجویان دوره های تکمیلی از عوامل مختلفی مثل بازه زمانی که مربوط به خط مشیهای پژوهشی دانشگاه می باشد، همچنین رشته تحصیلی، منابع مورد استناد و مقاطع تحصیلی تاثیر پذیرفته است در حالی که عامل جنسیت در انتخاب روشهای تحقیق بی اثر بوده است.

 

کلیدواژه ها:

روشهاي تحقيق، پايان نامه هاي دوره هاي تكميلي، جنسيت، ‌استنادها و منابع،‌ مقاطع تحصيلي 

 

 

ابراهیم سلمانی ندوشن- دانشگاه علوم پزشکی تبریز- دانشکده پیراپزشکی

 

 

عنوان پایان­نامه: بررسی میزان، مطلوبیت و عوامل موثر بر استفاده از پایگاههای اطلاعاتی پیوسته توسط اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 86-1385

 

نام و نام خانوادگی دانشجو: ابراهیم سلمانی ندوشن

استاد(ان) راهنما: آقای دکتر سید داوود حسینی نسب             

استاد(ان) مشاور: آقای شفیع حبیبی

دانشکده و دانشگاه محل تحصیل:دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تبریز

تاریخ دفاع (ماه و سال):  اسفند1386

نشانی پست الکترونیکی: e [dot] salmani [dot] m [at] gmail [dot] com

 

چکیده:

پایگاه های اطلاعاتی الکترونیکی یکی از مهمترین منابع کسب اطلاعات علمی توسط اعضای هیات علمی است که اهمیت این منابع ضرورت انجام تحقیقاتی در زمینه استفاده و عوامل مرتبط با آن را ضروری می سازد.

این پژوهش با هدف بررسی میزان استفاده، سطح رضایت و عوامل موثر بر استفاده اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تبریز از پایگاه های اطلاعاتی پیوسته، در سال تحصیلی86-1385 به انجام رسیده است. گردآوری داده ها با پرسشنامه صورت گرفت و پرسشنامه ای که روایی ان با انجام آزمایشی(Pilot Study) روی گروه بیست نفره از اعضای هیات علمی و پایایی آن با فرمول آلفای کرونباخ تایید شده بود، در بین 123 نفر از اعضای نمونه توزیع و تکمیل شد. حجم نمونه نیز با استفاده از فرمول کوکران تعیین شد و انتخاب از بین افراد جامعه نیز با روش تصادفی به نسبت جمعیت اعضای هیات علمی هر دانشکده(تصادفی طبقه ای) صورت گرفت.

نتایج این پژوهش نشان داد که پایگاه اطلاعاتی ScienceDirect بیشتر از سایر پایگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد و کمترین میزان استفاده نیز مربوط به پایگاه Willey است. همچنین کمترین میزان رضایت از ویژگی های پایگاه ها، مربوط به تعداد و تنوع پایگاه ها و بالاترین سطح رضایت مربوط به دقت بازیابی از پایگاه ها می شد. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نیز به این صورت بود که بین میزان استفاده از پایگاهها و ساعات تدریس اعضای هیات علمی رابطه معکوسی وجود دارد ولی در بین اعضای هیات علمی با رتبه های علمی مختلف از لحاظ میزان استفاده تفاوت معنی داری مشاهده نشد.

 

کلیدواژه ها:

پایگاه های اطلاعاتی، میزان استفاده، میزان رضایت، اعضای هیات علمی، دانشگاه علوم پزشکی تبریز