از سوي ديگر در ارتباط با وضعيت نيروي انساني (۷۰ درصد داراي تحصيلات دانشگاهي و ۴۸ درصد كتابدار)، دسترسي پيوسته به پايگاه‌ اطلاعاتي كتابخانه(۸۶/۴۹ درصد موفقيت)، بهره‌گيري از نرم‌افزار كتابخانه‌اي(۱۰۰درصد موفقيت)، فضاي اختصاصي براي فناوري(۵۶/۷۶ درصد موفقيت)، دسترسي به رايانه‌ها و تجهيزات آنها در شبكه(۷۸/۳۸ درصد موفقيت)، خدمات تحويل اطلاعات الكترونيكي(۵۹/۴۶ درصد موفقيت)، ارائه كتاب‌ها و مجلات الكترونيكي(۵۴/۰۵ درصد موفقيت)، فهرست پيوسته كتابي(۹۱/۸۹ درصد موفقيت)، فهرست پيوسته غيركتابي(۷۲/۹۷ درصد موفقيت)، خط‌ مشي فراهم‌آوري منابع الكترونيكي (۵۶/۷۶ درصد موفقيت) وضعيت مناسب و رو به توسعه دارند.  اختصاص فضاي مناسب براي نگهداري از تجهيزات فناوري(۵۶ درصد موفقيت)،  در مجموع حدود ۹۰ درصد از اين كتابخانه‌ها فاقد برنامه راهبردي فناوري اطلاعات هستند. دو فرضيه مطرح شده در اين پژوهش مبني بر وجود رابطه معنادار ميان مدرك تحصيلي مرتبط مديران و وجود برنامه راهبردي فناوري، و نيز وجود رابطه معنادار ميان دوره‌هاي بيشتر فناوري اطلاعات و وجود برنامه راهبردي فناوري رد شد. الگوي پيشنهادي اين پژوهش براي برنامه‌ريزي راهبردي فناوري اطلاعات در كتابخانه‌هاي دانشگاهي ايران بر اساس مباني برنامه‌ريزي راهبردي و با تكيه بر مدل ماتئوس ارائه شده است.